سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
122
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
هوشمندان عرب است . بدين جهت معاويه نامهاى نوشت و او را نزد خود طلبيد و اظهار محبت كرد و وعدههايى به او داد كه در صورت همراهى او بر پيكار با امير المؤمنين ( ع ) به او وفا كند و ماجراى عثمان را براى او نوشت . عمرو در پاسخ نوشت : بارى من نامهء تو را خواندم و خوب فهميدم اما آنچه را كه تو از من خواستهاى تا رشتهء اسلام را از گردن خود بردارم و با تو در گمراهى سقوط كنم و در راه باطل تو را يارى دهم و به روى امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) يعنى برادر رسول خدا ( ص ) و ولىّ ، وصىّ ، وارث و اداكنندهء دين و برآورنده وعدهء او و داماد او يعنى همسر دخترش بانوى زنان جهان و پدر نوادگان پيامبر ؛ حسن و حسين سروران جوانان اهل بهشت ، شمشير بكشم ( 1 ) و اما اين سخن تو كه جانشين عثمانى ! در حالى كه با مرگ او تو بر كنار و خلافتت از بين رفته است و اما اين گفتارت كه امير المؤمنين ( ع ) مردم را بر كشتن عثمان وادار كرده است دروغ و ناروا و از روى گمراهى است ، واى بر تو اى معاويه ! مگر تو نمىدانى كه ابو الحسن ( على ( ع ) ) از جان خودش در راه خدا گذشت و در بستر رسول خدا ( ص ) خوابيد ؟ و پيامبر ( ص ) دربارهء او فرمود : « هر كس كه من مولاى اويم پس على مولاى اوست ؟ » بنابراين نامهء تو هيچ صاحب خرد و ديندار را نمىتواند فريب دهد ، و السّلام . ( 2 ) وقتى كه معاويه نامهء عمرو عاص را خواند ، عتبة بن ابى سفيان به او گفت : از عمرو نااميد مباش ! از اين رو دوباره نامه نوشت و او را به حكمروايى تشويق كرد و در حكومت خويش او را شريك قرار داد و در ذيل نامه نوشت : جهلت و ما تعلم محلك عندنا * فأرسلت شيئا من عتاب و ما تدرى فثق بالّذى عندي لك اليوم آنفا * من العزّ و الإكرام و الجاه و القدر و اكتب عهدا ترتضيه مؤكّدا * و أشفعه بالبذل منّى و بالبرّ « 1 » و عمرو در پاسخ او نوشت :
--> ( 1 ) تو نادانى و جايگاه خودت را در نزد ما نمىدانى ، مشتى پرخاش براى ما فرستادهاى ، نمىفهمى ! بنابراين به آنچه از عزّت و احترام و مقام و منزلت امروز در نزد ما دارى مطمئن باش . عهدنامهاى مؤكد مىنويسم كه تو راضى شوى و پشتوانهاش را بخشش و احسان از جانب خود قرار مىدهم .